به ورودی دوم کشتی نجات و رهایی خوش آمدین

ما بامدد حضرت ؛با بالا بردن درک معنوی واطلاعات دقیق خودمون راهی برای ورود به حصن حصین اباعبدالله پیدا میکنیم..
در این مسیر همراه ماباشید…..

  • آخرین جمعه ی تقویم
  • به آخرین جمعه محرم رسیدیم

    به همین زودی از اولین سلام محرم به آخرین سلامش رسیدیم
    هرچند جنس محرم امسال با همه محرم هایی که تا حالا تجربه کرده بودیم متفاوت بود اما باز هم هر کسی به اندازه ی ارادت خودش تلاش کرد تا باز هم پرچم عزای دردانه رسول خدا را بالا نگه دارد و در غم صاحب عزای این مصیبت خودش رو شریک کنه هرچند با قدمی کوچک اما اثر گذار .
    قدم کوچک با صداهای زیبای شما برداشته شد
    و اثر آن اشک هایی بود که برگونه های شنونده نواهای عاشورایی سرازیر شد
    الحق که از محبین اهل بیت هستین و نشان دادین که هیچ سدی نمیتونه ارتباط شما رو با اونها قطع کنه
    حالا در این آخرین جمعه می‌خواهیم که یک تشکر ویژه داشته باشیم از عزیزان دلی که در نواهای عاشورایی ما را همراهی کردند
    و این بار از منتخبین این مسابقه به این شیوه تقدیر و تشکر می‌کنیم که
    عزیزان عاشورایی زین پس افتخار داریم که شما به عنوان همکاران ویژه ما در سرزمین جدید در کنارمون باشین و هر هفته یک کار خاص با صدای شما در سایت بارگذاری خواهد شد .

    واما

    امروز اولین کلیپ رو باصدای یکی از دخترهای گلمون وهمکارجدیدمون در سایت می شنویم

    مبینا جان از کلاس حسن یوسف
    دست مریزاد دخترم
    بسیار خلاقانه بود

    امیدواریم همگی برسر عهدی که باامامون بستیم بمونیم
    امروز توی این اخرین جمعه بازهم یاد اوری کردیم که
    اگر سر عهدمون نمونیم غدیر تبدیل می شه به یک عاشوراااااا
    پس
              تا
                   ز نده ایم
                                   بر این عهد
                                                       می مانیم

  • تقویم جمعه سوم
  • یا صاحب الزمان!
    آقای من!
    مولای من!

    از قدیم و ندیم گفته اند:
    «خلایق هرچه لایق.»
    پر بیراه نگفته اند.

    اقرار میکنیم هنوز لیاقت حضور شما را پیدا نکرده ایم که اگر غیر
    از این بود هم اینک در زمان ظهور و در حضور شما به سر می بردیم.
    «از ماست که بر ماست.»

    آری؛ ما مستحق بلای غیبتیم؛
    سزاوار چنین سر نوشتی هستیم؛
    تو را نخواسته ایم؛
    به بی امامی «عادت» کرده ایم؛
    در نبود شما خلاء و کمبودی حس نمی کنیم؛
    با غیبت خو گرفته ایم؛
    عین خیالمان نیست که حجت خدا در بین ما نیست.
    هنوز باورمان نشده است:
    «تا نیایی گره از کار بشر وا نشود.» 
    وما تاابد در خاطر خود نگه می داریم که باهرچه متعلق به شما بود ویاد وخاطره ی شما را زنده تر نگه می داشت چه کردند…..

    ۲۳ محرم
    سالروز تخریب حرمین عسگرین وسرداب مقدس امام زمان عج شهر مقدس سامرا

    خانه ای بود که خانه خدا نام داشت
    خانه ای بود که طواف بر آن واجب بود
    آری کعبه را می گویم

    اما سپاه یزید آن خانه ی با عظمت را در بیست و ششم محرم سال ۶۴ هجری قمری سنگ باران کردند

    آن هم به خاطر اینکه عبیدالله بن زبیر در مکه مردم را با خود همراه کرده بود و کعبه به خاطر جنگ بین سپاه یزید و عبیدالله بن زبیر غرق در آتش و سنگ شد و سرانجام در همان سال یزید به هلاکت رسید

    کلیپ مهر و کین *********

  • تقویم جمعه دوم
  • وتقویم این روزها…..
    آنچه قبل از امروز وتابه حال رخ داده است :

    وامابعد از این….

  • روز یازدهم
  • چون روز به نیمه رسید، عمر بن سعد دستور داد تا اهل بیت امام حسین‌(علیه السلام) را بر شترها سوار کردند. حضرت زین العابدین‌(علیه السلام) را هم در حالی که بیمار بود، با غل و زنجیر بر اشتری سوار نمودند . هنگام حرکت کاروان اسرا از کنار قتلگاه، صدای شیون و گریه بانوان بلند شد که به یکباره غوغایی در کربلا به پا شد.
    مشاهده آن صحنه ‏هاى دلخراش با آن بدن ‏هاى پاره پاره و پایمال سمّ اسبان که عمدتاً قابل شناسایى نبودند، می توانست هر بیننده‏اى را از پاى درآورد ولى طمأنینه و آرامشى که در زینب کبرى‏ علیها السلام، یادگار صبر و شکوه على علیه السلام ظهور کرد و صلابت و استحکامى که در کلمات دلنشین او موج می زد، تا حدود زیادى آن فضاى سنگین را شکست و آن را براى آل رسول قابل تحمل کرد.
    حضرت زینب‌(سلام الله علیها) که می دانست دشمن در انتظار است تا با دیدن کوچکترین نشانه ‏اى از ضعف وپشیمانى درخاندان پیامبر، قهقهه مستانه سر دهد، با دیدن پیکر به خون آغشته برادر، رو به آسمان کرد و گفت: «أَللَّهُمَّ تَقَبَّلْ هذا الْقُرْبانَ‏؛ خدایا این قربانى را قبول فرما!».

    عمربن سعد ملعون روز یازدهم محرم سال 61 هجری قمری
    تا ظهر در زمین کربلا ماند و بر کشتگان سپاه خود نماز خواند و دستور داد سرهاى دیگر شهداى کربلا را از بدن ها جدا کنند و به قصد تقرّب به ابن زیاد و گرفتن جایزه با خود به کوفه ببرند…..

  • روز دهم
  • رسید آن روزی که زمین و آسمان به خاک و خون کشیده شد …
    رسید آن روزی که امام حسین(علیه السلام) خون علی اصغر شش ماهه اش را به آسمان پرتاب کرد …
    رسید آن روزی که دستان ابوالفضل (علیه السلام) از بدنش جدا شد ….
    رسید آن روزی که ۷۲ یار امام را شهید
    شدند….
    رسید آن روزی که حجت خدا را تیر باران کردند و سر از بدن مبارکش جدا کردند..

    رسیدموسم گریه های رقیه(سلام الله)

    رسید درد عمیق زینب کبری(سلام الله)

    آری امروز روز عاشورا دهم محرم الحرام سال ۶۱هجری قمری است .
    ظالمانه ترین روز در تمام تاریخ
    تقویم را که ورق بزنید به حق چنین روزی را نخواهید دید که همزمان این چنین وقایع درد ناکی را در دل خودش جای داده باشد😔😔😔😔

    *آجرک یا صاحب الزمان*

  • روز نهم
  • تاسوعای حسینی

    تاسوعای حسینی
    آری امروز نهم محرم الحرام سال ۶۱ هجری قمری است
    روز ؛روز حضرت عباس (علیه السلام)است.
    برای همیشه به همه ثابت می کند تا آخرین نفس پای امام زمان ایستادن یعنی چه؟
    آن روز
    ترس عجیبی در جان شمر بن ذل جوشن رخنه کرده بود ؛ نام ابوالفضل العباس برای همه ابهت خاصی داشت وبرای شمر بیشتر….
    واین که به خاطر هم قبیله بودن با مادر عباس بن علی خیلی خوب شجاعت عباس را می شناخت.
    برای همین فکر کرد و چاره ای اندیشید و برای ابولفضل العباس امان نامه ای نوشت که اگر از یاری کردن امام حسین دست بردارد می گذارد جانش در امان باشد !!!!
    حضرت ابولفضل(ع) بی معطلی گفتند: بریده باد دست تو و لعنت باد بر امانی که برای ما آورده ای!

    آری این چنین است عشق امام حسین(علیه السلام)

  • روز هشتم
  • امروز هشتم محرم سال ۶۱ هجری قمری است
    یک روز از بستن آب می گذرد که ناگهان پیکی از سپاه عمر سعد به سمت امام حسین علیه السلام  آمد
    《او چه می گفت ؟》
    آری او درخواست مذاکره امام با عمر سعد را داشت …
    امام قبول کردند
    《چون از جنگ و خونریزی میان مسلمانان رضایت نداشتند 》
    بعد از مذاکره امام حسین علیه السلام و عمر سعد برای پایان جنگ به نتیجه رسیدند.

    خداروشکر که جنگی شکل نمی گیرد….

    !!!!! اما !!!!!!

    پس چرا سپاه عمر سعد دوباره آرایش جنگی میگیرد و برای جنگ آماده می شوند؟؟
    جوابم را گرفتم عمر سعد که به سمت سپاهش می رود شمر بن ذل جوشن او را به جنگ کردن راضی می کند 😔
    چرا چرا تمام نمی شد این کابوس…….

  • روز هفتم
  • شروع شد 😔😔😔

    رنج بی پایان کودکان
    لبخند های بی جان زنان و مادران برای دل داری دادن کودکان
    و غم سنگین نگاه مردان به زنان و کودکان که نمی توانستند برای آنان کاری بکنند

    ،،آری،،
    هفتم محرم سال ۶۱هجری قمری رااصلا فراموش نمی کنم چون…

    (((((( آب را بستند ))))))))

    سپاه عمر سعد امروز رودخانه فرات را بستند
    رودخانه ای تماما مهریه ی حضرت زهرا (س)بود تا سپاه و همراهان امام حسین(ع) تشنگی بی حد و اندازه را تجربه کنند….
    واعطشاااا😔😔😔

  • روز ششم
  • ششم محرم الحرام سال ۶۱ هجری قمری
    دیگر کاروان امام حسین به تنهایی خودشان خو گرفته بودند.
    ،،اما اما،، او که بود؟؟!
    سواری با شتاب به سمت آنان می آمد هر چقدر نزدیک تر می شد چهره اش واضح تر می شد چقدر فرتوت و پیر بود ، او به سمت امام آمد و مقابل امام زانو زد
    و گفت : سلام مولای من ،،منم حبیب بن مظاهر قبل از شهادت پسر عموی شما مسلم بن عقیل
    همراه ایشان بودم و برای شما بیعت می گرفتم اما با دیدن این اتفاقات که پسر عموی شما را شهید کردند و شما را محاصره، خود را به سرعت و مخفیانه به شما رساندم
    امام او را در آغوش کشیدند ،،،،،،شنیده ام که او فرمانده جناح چپ سپاه امام حسین بود و وقتی هم که به شهادت رسید سر او را از تنش جدا کردند و به اسبی آویزان کردند و در میان لشکریان گرداندند
    ،،،،آه،،، چه غریبانه رفت پیر سپاه حسین بن علی(ع)

  • روز پنجم
  • ورودی های شهر کوفه شلوغ و پر ازدحام شده بود،،سربازان آنجا را محاصره کرده بودند آخر چرا مگر چه اتفاقی افتاده؟؟؟؟
    ##آری##
    امروز پنجم محرم الحرام سال ۶۱ هجری قمری است …..
    حال فهمیدم !!!!
    حسین بن علی در کربلا محاصره و اکنون عبیدالله بن زیاد کوفه را محاصره کرده که حتی یک نفر دیگر هم نتواند به ایشان یاری برساند
    این است مردانگی و مروت عبیدالله بن زیاد و یزید بن معاویه که قصد دارند نوه پیامبر را تنها و غریب بگذارند و بعد به او حمله کنند…
    واعجباااااا😔

  • روزچهارم
  • در مسجد صدایشان می پیچید
    سربازانش بودند که منتظر عبیدالله بن زیاد بودند و می گفتند باید صبر کنند تا مشورت عبیدالله با شریح قاضی برای خطبه خواندن امروز تمام شود 😔
    آری امروز چهارم محرم الحرام سال ۶۱ هجری قمری است
    و بعد از خطبه عبیدالله،،،،،،،،،،،
    فقط تعداد کمی در مسجد مانده بودند ، بعضی هم به منبر خیره شده بودند

    آری این همان منبری بود که پیامبر بر آن خطبه می خواندند چند دقیقه پیش (عبیدالله بن زیاد ) بر آن
    نشسته بود و خطبه ای می خواند که پسر پیامبر (حسین بن علی ) را مردی خارج از دین می نامید 😔😔😔
    و می گفت حسین در دین بدعت آورده
    جالب تر از همه این بود که مردم هم او را تایید می کردند.
    آخر آخر مگر این ها همان مردمانی نبودند که چند صباح پیش با مسلم بن عقیل بیعت کرده بودند برای قیام حسین بن علی…..
    وحال سخنان ابن زیاد را علیه حسین بن علی تایید می کردند
    (((((واقعا باور کردنی نبود)))!!!!!!!!!!

  • روز سوم
  • روز سوم محرم الحرام سال ۶۱ هجری قمری
    همه کاروان در بهت و تعجب بودند
    آخر چرا پسر پیامبر در حال خرید زمینی خشک و بی حاصل بود که حتی یک نفر هم نمی توانست در آن زندگی کند زمینی که حتی با وجود رود بزرگی به نام (فرات) مثل بیابان بود اسم این سرزمین کربلا بود
    چرا اینجا را خریداری می کردند ،،،،،، همه فقط به مولایشان چشم دوخته بودند ، آن ها همین دیروز از مکه به کربلا رسیده بودند و مقصدشان هم کوفه بود به قصد خلافت ((سرورشان حسین بن علی))
    اما الان این سرزمین توسط مولایشان خریداری شده بود
    و تعجب بزرگ تر و دلهره بیشتر زمانی بود که صدای پای هزاران اسب به گوش می رسید
    این صدای چه بود؟؟؟؟
    ترس در جان زنان و کودکان افتاده بود صدای اسبان و مردان خشمگین به گوش می رسید

    *آری* امام حسین و یارانشان محاصره شده بودند آن هم توسط عمر سعد
    عمر سعدی که به خاطر رویای حکومت سرزمین ری ، فرماندهی این سپاه را به دست گرفته بود آن هم به فرمان یزید
    آخر آخر مگر پسر پیامبر چه گناهی کرده بود که باید با اصحابش این گونه محاصره می شد

  • روز دوم
  • روز اول
  • همیشه برام جالب بوده که آغاز سال قمری از ماه محرم شروع میشه
    یک جورایی برامون خیلی پیام وحرف داره…..
    آغاز سال جدید
    آغاز حرکت جاودانه امام حسین ع……
    همه چیز از نو
    روز و ماه و سال
    شاید حضرت همه چیز رواز نو شروع کردن تا هرکسی که میخواد توی این مسیر بیاد وابسته و اسیر گذشته خودش نباشه!!!!!
    حضرت همه رو اول خط بردن تا شروع تازه ای داشته باشن
    که دراین میون بودن کسایی که لباس کهنه جهالتشون روکنار گذاشتن و لباس تازه بندگی برتن کردن
    و
    شدن یار امام زمانشون😭
    محرم شاید برای ما بوی غم انگیز پاییز رو بده
    اما
    برای کسایی که یار شدن با حضرت بهترین بهار زندگیشون بوده….
    حالا اگه بهار زندگی ماهم همین روزا از راه برسه
    به نظرتون ما آماده ایم یا در سردی زمستان جهالت یخ زده ایم ؟

    بیاین برای داشتن یک شروع جدید از خود امام حسین علیه السلام کمک بگیریم